معیار موفقیت

معیار موفقیت

 

‫معیار موفقیت‬‎

معیار موفقیت

چند سال پیش من یک مجتمع تجاری ساختم. می خواستم رستورانی را که در فضای ۶۰۰ متر مربعی از این مجتمع و در مجاورت یک سوپر مارکت و رو به روی یک پارکینگ قرار داشت اجاره بدهم. محل بسیار مناسبی بود و خیلی زود با یک رستوران دار به نام پیتر آشنا شدم که سه رستوران را در جاهای دیگر با موفقیت اداره می کرد.

پیتر مرا دعوت کرد که یک روز عصر باهم سری به رستوران های دیگر او بزنیم تا او وضعیت بازار را بسنجد. من متوجه شدم که هروقت یکی از رستوران های پیتزا فروشی او سفارشی از طریق تلفن یا از خود افراد دریافت می کرد، کارمندان سفارش را روی کاغذ یادداشت . کاغذ را در یک فرو می کردند و آن را روی پیشخوان می گذاشتند. پیتر به این صورت اوضاع کا رو کاسبی اش را می سنجید. او ساعت هشت شب وقتی وارد رستوران می شد، فقط به طرف پیشخوان می رفت و به سرعت تعداد سفارش ها را می شمرد.

پس از سر زدن به سه رستوران پیتزا فروشی  در یک شب چهارشنبه و دیدن میله های تقریباً پر از سفارش، پیتر رو به من کرد و گفت: ” معامله قبول است. اجاره نامه را فردا امضا می کنیم.” بعد او رستورانی را در مرکز خرید من باز کردکه بسیار موفق بود. من هرگز آن تجربه ” سنجش وضعیت بازار ” را به روش پیتر فراموش نمی کنم. در کار شما “سفارش های روی میله” معادل چیست؟

شاخص اقتصادی شما چیست؟ این همان نقطه ای است که باید به سوی آن نشانه روی کنید. آن عددی که بیش از هر چیز دیگر نشان دهنده  سلامت امور مالی شماست، کدام است؟

معیارها و هدف های شخصی

هریک از کارمندان شما نیز باید یک شاخص اقتصادی یا نشانه کلیدی موفقیت برای تعیین کیفیت کار خودش داشته باشد. این عدد باید واضح، قابل روئت و هدفمند باشد. همه افراد باید آن را بدانند و بتوانند تعیین کنند که آیا به این عدد و رقم رسیده اند یا خیر. این پاسخ سؤال ” چطور می توانم موفقیت را در کارم اندازه گیری کنم؟” است.

برایان تریسی

 

این مطلب رو به دوستان خود در شبکه های اجتماعی اطلاع دهید: